هوالرئوف

منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و

به شکر اندرش مزید نعمت . . .

هر نفسی که فرو می رود ممد حیات است و چون برمی آید مفرح ذات

پس . . .

در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب

از دست و زبان که برآید   کز عهده شکرش به در آید

 

نخستین نعمتی که پروردگار بر بندگان عرضه داشت حیات بود

حیات بر هر نعمت دیگری مقدم است

به این معنا که او بر ما منت نهاد و موجودیت مان بخشید

حال آنکه پیشتر در عدم به سر می بردیم

پس . . .

او صاحب اختیار است

هر لحظه اراده کند حیات باز پس گرفته می شود

یا آنکه ادامه می یابد

پس . . .

آدمی را چه به غرور و سرکشی

و چه به ظلم و عصیان

آدمی را بایسته و شایسته است

بندگی حضرتش

که همه چیز در آنست . . .

شادی و شور زندگی

جاودانگی و سربلندی . . .